قهرمان ميرزا عين السلطنه
مقدمه 17
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
تومان دخل كرد . يك سفر به تويسركان رفت من يك وقت ديدم پارك به آن عظمت سيف الدوله كه من منزل داشتم مملو از ماديان و كره الاغ نر و ماچه باكرهها ، قاطر و كره قاطر ، گاو ، گوسفند ، برّه و بز ، بوقلمون ، غاز ، اردك ، مرغ شد كه همهء اينها را در عبور از دهات عرض راه جمع كرده و آورده بود . حتى توى اتومبيل خودش پر از مرغ و خروسهاى كاكلى قشنگ بود . » و در جاى ديگر مىنويسد : « پول ، عزت ، شوكت ، همه چيز در نظام تمركز يافته . ده خانهء نوساز كه ببينيد هشت تا از آن مال نظاميهاست . همينطور مشغول خانه ساختن ، باغ درست كردن و اسباب خريدن هستند . » ارعاب و وحشت در سراسر كشور حكمفرماست ، قدرت تكلم نيست ، سلب آزادى از مردم شده است تا جائى كه براى مسافرت از شهرى به شهرى اجازهء شهربانى لازم است و مىنويسد « در كدام يك از قوانين عالم مسطور است كه شخص در اختيار لباس آزادى نداشته براى انتخاب كلاه و عمامه از نظميه كسب تكليف نمايد . » سردار سپه وزير جنگ بلاعزل پس از انتصاب به رياست وزرائى در مقام برملا كردن نيات خود برآمده در ابتداى امر به تقليد از مصطفى كمال پاشا نغمهء جمهورى را ساز مىكند كه با مقاومت ملت و روحانيون مواجه مىشود . وعاظ بخصوص خالصىزاده و ميرزا عبد اللّه در منابر مردم را از دسايس خارجيها آگاه مىكنند و مىگويند رضا خان هم در نظر دارد مانند تركيه بىدينى را ترويج كند و خرق حجاب از بانوان نمايد و در اين زمينه سخنرانى مىكنند و تظاهرات برپا مىكنند و مردم را بر ضد او تحريك و تهييج مىكنند . در مقابل روزنامههاى طرفدار سردار سپه بر عليه وعاظ در محاسن جمهورى و معايب مشروطهء سلطنتى بخصوص كه سلطنت در خاندان بىلياقت قاجار است قلمفرسائى مىكنند و مقالاتى مىنويسند و در قدح و ذم خاندان قاجار و سلطان احمد شاه داد سخن مىدهند . طرفداران سردار سپه تقريبا جمهوريت را قريب الوقوع مىدانند و تمام مقدمات تغيير رژيم را به جمهورى فراهم نمودهاند . ميتينگ مىدهند ، عارف كنسرت براى جمهورى مىدهد . حتى براى تهيهء جشن جمهورى انجمنى تشكيل مىدهند . ولى وعاظ ، مديران جرايد را لامذهب دانسته و خواندن روزنامهها را تحريم مىكنند و طرفداران جمهورى را طعن و لعن مىنمايند و در اين زدوخوردها مواعظ وعاظ در ملت بالاخص بازاريها مؤثر واقع شده و منجر به وقايع دوم حمل 1303 مىشود كه جريان كامل و جزئيات حوادث و نوشتههاى جرايد و وعظ وعاظ در اين خاطرات به تفصيل منعكس است .